تبليغاتX
فرشته های زمینی

فرشته های زمینی

یه دل دارم خدا داره

HOMEPAGE

E-MAIL

با دختر خجالتی پا به دنیای وبلاگ نویسی گذاشتم.جبر روزگار باعث شد به کودکی پشت پرچین تبدیل بشم.و امروز کلمه هایم ته کشیده.شاید باز هم برگشتم اما اینبار آراسته برای زیباترین روز..........

شادیهام کوچیک بود اما غمهام سنگین.توی تمام لحظه های غمگینم تنهام نذاشتید.تک تک تون رو دوست دارم.برای همتون زیبا ترین آرزو ها رو دارم.و زندگی پر از عشق از خدا براتون میخوام.هیچ وقت فراموشتون نمیکنم.باز هم بهتون سر می زنم.فراموشم نکنید............

+ نوشته شده در چهارشنبه بیستم دی 1385ساعت 0:34 توسط کودکی پشت پرچین |

سد سیوند را آبگیری نکنید

«پس بنگرید سرانجام کسانی که پیش از شما بودند چه شد»
قرآن کریم

آگاهید که قرار است با موافقت رییس «سازمان میراث فرهنگی و صنایع دستی و گردشگری»، آبگیری سد سیوند که در شمال شهر شیراز و درون تنگه‌ی بُلاغی - میان دو دشت مُرغاب (پاسارگاد) و مرودشت - ‏‏مراحل پایانی ساخت خود را می‌گذراند، آغاز ‌شود.

شایسته‌ی اشاره است، تنگه‌ی بلاغی یکی از کم‌مانندترین موزه‌های طبیعی و زنده‌ی ایران است که روند زندگى در آن در یک درازاى شگفت‌انگیز ده هزارساله قطع نشده است. به عبارتی دیگر در آن می‌توان از همه‌ی این دوره‌های پیشا تاریخی و تاریخی (باستانی، اسلامی،...) اسنادی را به‌ دست آورد که نه ‌تنها خود آن اسناد از اهمیت به‌ سزایی در بررسی و شناخت تاریخ و فرهنگ ما برخوردارند (که آبگیری آن سد می‌تواند همه‌ی این آثار را به زیر غبار فراموشی و شاید نابودی ببرد)، بلکه خود تنگه یکی از ارزشمندترین سندهای تاریخ ایران است.

هم‌چنین رطوبت برخاسته از دریاچه‌ی پشت سد در درازمدت بر زیست‌بوم منطقه تأثیر گذاشته و با پدید آوردن و رشد دادن گیاهان مخرب بر روی سازه‌های دشت پاسارگاد، به ویژه آرامگاه کورش بزرگ (نماد جهانی ارج‌گزاری به حقوق بشر، و کسی که به تعبیر علامه طباطبایی در کتاب دینی ما از وی زیر نام «ذوالقرنین» به نیکی یاد شده است)، اثرات ویران‌گری بر این یادمان‌های گران‌قدر خواهد داشت.
از این‌رو می‌خواهیم که این سد آبگیری نشود چرا که نه‌ تنها مطالعات جامع و دقیق کارشناسی هنوز به پایان نرسیده، بلکه نتایج آن­چه هم که تاکنون انجام شده دقیقا بر فاجعه‌بار بودن آبگیری این سد مهر تأیید زده است:
از میان رفتن کهن‌ترین راه بازمانده‌ی جهانی،
خدشه‌دار شدن ثبت جهانی پاسارگاد،
تخریب سازه‌های باستانی بر اثر بالا آمدن میزان آب‌های زیرزمینی،
از میان رفتن گذرگاه تاریخی عشایر و مراتع آن‌ها،
محو وضعیت توپوگرافی منطقه‌ی بلاغی،
احتمال وقوع زمین‌لرزه پس از آبگیری سد سیوند،
آسیب‌های زیست‌محیطی ناشی از آبگیری سد هم‌چون نابودی حداقل 8 هزار اصله درخت 500 ساله و هزاران هکتار مرتع و زمین مرغوب کشاورزی و خاک و هم‌چنین گنجینه‌ی ژنتیکی غنی تنگه،
و مهم‌تر از همه،
تشویش افکار عمومی و از دست رفتن اعتماد، آسیب‌هایی است که از آبگیری سد سیوند حاصل می‌شود.

سرمایه‌ی ملی هزینه‌شده برای ساخت این سد - که متأسفانه اکثر آن در یک‌سال اخیر و هم‌زمان با اعتراض‌ها به ساخت آن، هزینه شده است - هیچ قابل قیاس با سرمایه‌ی انسانی و اثر روانی ناگواری نیست که بر ایرانیان دوستدار میراث فرهنگی این مرز و بوم خواهد داشت، اثری که شاید بر روند وقایع آتی ایران تأثیرگذار باشد.

خوانندگان گرامی، هم‌میهنان ارجمند،‏ مسئولان کشوری !

نمی‌دانیم که از روند پر شتاب ویران‌سازی آثار تاریخی این سرزمین – در کنار هجمه‌های وسیع به خود تاریخ و دستاوردهای معنوی نیاکان خردمندمان – تا چه میزان آگاه هستید ولی قطعا نیک آگاهید که شناخت بهتر تاریخ و فرهنگ دیرینه­سالمان – که یادمان‌هایی چون آن‌چه در دشت پاسارگاد هست، نمادهای آنان به شمار می‌روند - در ایستادگی امروز ما در برابر فرهنگ­های دیگر نقشی به سزا دارد. شوربختانه هر روز بر بلندای سیل بنیان‌کن تخریب میراث فرهنگی - چه غارت غیرقانونی آن و چه تخریب قانونی آن در لفافه‌ی عمران - افزوده می‌شود.
آبگیری و راه‌اندازی این سد که - به درست یا غلط - به نماد مبارزه با بخشی از تاریخ ایران تبدیل شده است، نقطه‌ی اوج چنین حرکتی است و این در حالی که سرزمین ما تنها سرزمینی است که هر چند «پر فراز و نشیب»‌ترین تاریخ را در جهان داشته، هنوز با ریشه‌ی فرهنگی و انسان‌ساز خود در ارتباط بوده و دچار گسست تاریخی نشده است.


باز تأکید می‌کنیم خواهان توقف ساخت سد سیوند، و عدم آبگیری آن هستیم.

+ نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی 1385ساعت 21:13 توسط کودکی پشت پرچین |

یک اتفاق بد

۳نفر برای من کامنت گذاشته بودند.من نمیدونم چیکار کردم که کامنتاشون پاک شد.

یکی با نام نوار چسب که فکر کنم دوست خوبم توی وبلاگ شب بوی شب بود.یکی عزیزی به نام مرضیه که ظاهراْ اومده بود بازدیدمو پس بده و یک نفر دیگه که اسمش فراموشم شد فقط داشتم کامنتشو می خوندم که در مورد اما حسین نوشته بود.از هر سه نفرتون عذر خواهی میکنم.اگه دوباره سر زدید دوباره کامنت بذارید.جداْ برای این اتفاق متاسفم.

+ نوشته شده در جمعه پانزدهم دی 1385ساعت 15:40 توسط کودکی پشت پرچین |