تبليغاتX
فرشته های زمینی

فرشته های زمینی

یه دل دارم خدا داره

HOMEPAGE

E-MAIL

نمی دونم چرا این روزا اینطوریم.نه غمگینم،نه شادم.یه حس غریبی دارم............

جلوی شهر کتاب ترمز کردم و پیاده شدم.صدای پیانو رو از بیرون میشنیدم رفتم تو و آروم شروع به قدم زدن لابه لای کتابها کردم.قشنگ ترین لحظه برام همینه که توی یه فضای پر از کتاب قدم بزنم حتی اگه سر از کتابهاش در نیارم یا حتی اگه یکدونه هم نخرم.

یه کتاب خریدم.....اشعار میکل آنژ........آروم از پله ها رفتم پایین ۲تا نوار کاست پیانو خریدم.این روزا دیگه کسی کاست نمی خره اما من کاست خریدم چون ضبط ماشینمو یه مجنون برده بود که برای لیلیش آهنگهای عاشقانه بذاره.فقط مجنونش یکم خشن بود آخه شیشه ی ماشینو هم شکست .........عیبی نداره شاید لیلیش داشته از دستش میرفته.بگذریم.............

حالا توی یه خیابون بی سر و ته که شاید انتهاش به خدا برسه با درختای بزرگ و زرد که مثل یه سقف آسمونو پوشوندن عین خیابون پهلوی نشستم و به صدای پیانو که همه ی خیابونو گرفته گوش میدم.

پاییز رو هیچ وقت دوست نداشتم اما حالا برام قشنگترینه،زردی برگاش نم نم بارونش...........من هیچ وقت برگها رو زیر پام له نکردم به این امید که اگه یه روزی دیگه قشنگ نبودم کسی منو زیر پاش له نکنه.آخه میگن هرچی عوض داره گله نداره...............

آدما هرچی بزرگتر میشن طرز فکراشونم عوض میشه .اگه نشه بده.........اما نمی دونم دوست داشتن پاییز یعنی بزرگ شدم؟شاید................

و صدای پیانو تمام خیابونو گرفته .دلم میخواد پرواز کنم .کاش میشد..........همیشه فکر میکردم اگه از من پرسیده بودن میخوای چه شکلی پا به این دنیا بذاری حتماْ میخواستم که یه کبوتر بشم.اما خوب نشدم و الان فقط یه آدمم از جنس زن ..........

زن بودن خوبه شاید عالیه.می دونم که هیچ وقت دلم نمی خواد که مرد باشم.مردا مادر نمی شن.مردا هیچوقت نمیتونن زن باشن اما بیشتر زنها یه پا مردن.مردا عاشق هم نمیشن.اونی هم که فکر میکنه عاشقه هیچ وقت به پای یه زن عاشق نمی رسه.هیچوقت.................

وااااااااااااااااااااای بوی نون تافتون تازه چه کیفی داره حیف که دور شد آهسته آهسته............

اینقدر تند ندو میخوری زمین .نترس دیرت نمیشه یکم آروم............کاش من جای تو بودم

ندو تا جایی که می تونی آروم برو یه روزی حسرت یه لحظه راه رفتن تو کودکیتو می خوری..........

اما مگه من گوش کردم که اون گوش کنه .پر از شتاب و عشق بزرگ شدنه ............باشه بزرگ شو ببینم کجا رو میگیری !منو نگاه کن....کجا رو گرفتم؟    هیچ جا

                                                                           هیچ جا   

 

+ نوشته شده در سه شنبه شانزدهم آبان 1385ساعت 19:27 توسط کودکی پشت پرچین |