|
یه دل دارم خدا داره
|
||||
|
|
||||
چقدر دلتنگم
از تو؟نمی دانم از خود؟شاید از نگاه های آلوده به کینه ی این رهگذران؟گاهی از خطوط پر درد صورت کودکی که ملتمسانه نظاره ام می کند؟............. آری از او هم دلتنگم........... او که دلتنگیم را می بیند و دم نمی زند چه غریبانه در این وادی گرفتار شده ام نه کسی که صدایم کند،تا صدایش فانوس گمراهیم شود نه کسی که صدایم را بشنو د،و غربتش را بفهمد کسی صدایم کرد؟ تو بودی؟ آه باز هم زوزه ی غریبانه ی باد...................چه سکوتی رها 
+
نوشته شده در دوشنبه بیستم شهریور 1385ساعت 20:0 توسط کودکی پشت پرچین
|

خدا مشتی خاک را بر گرفت.می خواست لیلی را بسازد.
از خود در او دمید.و لیلی پیش از آنکه با خبر شود عاشق شد.
سالیانی است که لیلی عشق می ورزد.لیلی باید عاشق باشد.
زیرا خدا در او دمیده است و هر که خدا در او بدمد عاشق می شود.لیلی نام تمام دختران زمین است،نام دیگر انسان.
................................................................
خدا به شیطان گفت:لیلی را سجده کن.شیطان غرور داشت،سجده نکرد.
گفت:من از آتشم و لیلی گل است.
خدا گفت:سجده کن،زیرا که من چنین می خواهم.
شیطان سجده نکرد.سرکشی کرد و رانده شد،و کینه لیلی را به دل گرفت.
شیطان قسم خورد که لیلی را بی آبرو کند و تا واپسین روز حیات فرصت خواست.خدا مهلتش داد.
اما گفت:نمی توانی،هرگز نمی توانی.لیلی دردانهُ من است.قلبش چراغ من است و دستش در دست من.گمراهیش را نمی توانی حتی تا واپسین روز حیات.
................................................................
دنیا که شروع شد زنجیر نداشت،خدا دنیای بی زنجیر آفرید.آدم بود که زنجیر را ساخت،شیطان کمکش کرد.
دل زنجیر شد،دنیا پر از زنجیر شدو آدمها پر از دیوانه زنجیری!
خدا دنیا را بی زنجیر می خواست.نام دنیای بی زنجیر اما بهشت است.
امتحان آدم همین جا بود.دستهای شیطان از زنجیر پر بود.
خدا گفت:زنجیرهایتان را پاره کنید.شاید نام زنجیر شما عشق است.
یک نفر زنجیرهایش را پاره کرد.نامش را مجنون گذاشتند.
مجنون اما نه دیوانه بود و نه زنجیری.این نام را شیطان بر او گذاشت.
شیطان آدم را در زنجیر می خواست.لیلی مجنون را بی زنجیر می خواست.
لیلی می دانست خدا چه می خواهد.
لیلی کمک کرد تا مجنون زنجیرش را پاره کند.
لیلی زنجیر نبود.لیلی نمی خواست زنجیر باشد.
لیلی ماند.زیرا لیلی نام دیگر آزادی است.
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 20:50 توسط کودکی پشت پرچین
|

لیلی زیر درخت انار نشست.
درخت انار عاشق شد،گل داد،سرخ سرخ.
گلها انار شد ، داغ داغ.هر اناری هزارتا دانه داشت.
دانه ها عاشق بودند،دانه هاتوی انار جا نمی شدند.
انار کوچک بود.دانه ها ترکیدند.انار ترک برداشت.
خون انار روی دست لیلی چکید.
لیلی انار ترک خورده را از شاخه چید.مجنون به لیلی اش رسید.
خدا گفت:راز رسیدن فقط همین بود.
کافی است انار دلت ترک بخورد.
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 20:29 توسط کودکی پشت پرچین
|

لیلی گفت: من
خدا شعله ای به او داد ، لیلی شعله را توی سینه اش گذاشت ، سینه اش آتش گرفت ، خدا لبخند زد ، لیلی هم .
خدا گفت: شعله را خرج کن ، زمینم را به آتش بکش ، لیلی خودش را به آتش کشید ، خدا سوختنش را تماشا می کرد ، لیلی گر، می گرفت ، خدا حظ می کرد .
لیلی می ترسید ، می ترسید آتش اش تمام شود ، لیلی چیزی از خدا خواست ، خدا اجابت کرد .
مجنون رسید ، مجنون هیزم آتش لیلی شد ، آتش زبانه کشید ، آتش ماند زمین خدا گرم شد .
خدا گفت: اگر لیلی نبود زمین من همیشه سردش بود .
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 19:26 توسط کودکی پشت پرچین
|

سلام به همه ُ دوستای مهربون.یه دوستی هست که چند وقتیه به من سر میزنه و انصافاْ یه بانوی کامل بانوی اردیبهشت.اول می خوام ازش تشکر کنم برای همه ُخوبیاش و دوم برای کتاب و نویسنده ای که چند روز پیش به من معرفی کرد.دیدم بد نیست به شما هم معرفیش کنم.امروز کتابشو خریدم.بعضی قسمتهاشو در چند پست آینده براتون می نویسم.حتما بخریدش ارزشش رو داره.گرونم نیست .
اسم کتاب(لیلی نام تمام دختران زمین است)
نام نویسنده(خانم عرفان نظر آهاری)
+
نوشته شده در یکشنبه نوزدهم شهریور 1385ساعت 19:9 توسط کودکی پشت پرچین
|

شنیدم که چون قوی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فریبا بمیرد
شب مرگ تنها،نشیند به موجی
رود گوشه ای دور و تنها بمیرد
در آن گوشه چندان غزل خواند آن شب
که خود در میان غزلها بمیرد
گروهی بر آنند کاین مرغ شیدا
کجا عاشقی کرد، آنجا بمیرد
شب مرگ، از بیم، آنجا شتابد
که از مرگ غافل شود تا بمیرد
من این نکته گیرم که باور نکردم
ندیدم که قویی به صحرا بمیرد
چو روزی ز آغوش دریا بر آمد
شبی هم در آغوش دریا بمیرد
تو دریای من بودی! آغوش واکن
که می خواهد این قوی زیبا بمیرد
( حمیدی شیرازی)

+
نوشته شده در جمعه هفدهم شهریور 1385ساعت 14:8 توسط کودکی پشت پرچین
|
